X
تبلیغات
رایتل

ازدواج - گل نرگس
بررسی مسائل ازدواج - مشکلات ازدواج - آمار طلاق - مدیر فرزانه شکاری

 

ازدواج مجدد امکان دارد برای افرادی که در زندگی زناشویی شکست خورده و یا همسر خود را از دست داده اند، اتفاق بیفتد اما مهم است که در این راه تمام جوانب سنجیده و درست و منطقی تصمیم گیری شود. این گونه اشخاص باید بدانند که اگر بچه ای از ازدواج قبلی خود دارند، راه و روش ِ رفتار با او تأثیر به سزایی در زندگی شان خواهد داشت؛ پس همواره باید سعی کنند تا زندگی خانوادگی را با رفتارهای مناسب به سمت و سوی مثبت و موفق هدایت نمایند. خانواده کوچک ترین نهاد اجتماعی می باشد که انسان ها برای رهایی از مشکلات، رنج ها و خستگی های بیرون از خانه به آن پناه می برند و با هم دلی در کنار یک دیگر به آرامش می رسند. این نهاد کوچک با تولد فرزند، بزرگ تر و هم چنین شاداب تر می شود به گونه ای که کودک از مورد توجه واقع شدن و والدین از حامی بودن لذت می برند. در نتیجه، اعضای خانواده با این احساس شادمانی و رضایت، بیش تر با یک دیگر انس می گیرند و حس دل بستگی و وابستگی بیش تری در بین آن ها به وجود می آید. گاهی علل مختلفی از جمله مرگ یا ناسازگاری والدین، حضور پدر یا مادر را در کنار فرزندان غیر ممکن می نماید. پاره ای از افراد مدتی بعد از فوت همسر یا طلاق، برای رهایی از تنهایی و پُر کردن جای خالی والد غایب برای فرزندشان تصمیم می گیرند که دوباره ازدواج کنند. مشکل اصلی از آن جا آغاز می شود که در بعضی موارد فردی که نقش همسری و یک پدر یا مادر را می پذیرد، رفتار محبت آمیز و مناسبی با فرزند طرف مقابل ندارد و محیط آرامش بخش خانواده ی جدید را به محلی آشفته و پُر از تنش برای افراد آن به خصوص کودکان، تبدیل می کند.

تصور اشتباه از زندگی آینده!

انتخاب همسری مناسب با شرایط و روحیات مشخص، یکی از مهم ترین مراحل زندگی هر فرد است؛ با آغاز زندگی مشترک، زن و شوهر اغلب اوقات شان را در کنار یک دیگر و زیر یک سقف می گذرانند از این رو انسان تا پایان عمر با اثرهای انتخاب خوب همراه می باشد. با این وجود، بسیارند اشخاصی که می خواهند با فرد بچه دار ازدواج کنند و با این تصورات واهی و اشتباه به زندگی و موقعیت جدید وارد می شوند. در حقیقت شرایط زندگی با زن یا مردی که قبلاً ازدواج کرده و نیز فرزندی را به یادگار به دنبال دارد کاملاً با شرایط زندگی با یک فرد تنها، متفاوت می باشد. هنگامی که فردِ فرزند دار ازدواج می کند، قبل از آن که نقش همسری را برعهده بگیرد، یک پدر یا مادر است و باید به خوبی وظایف این نقش مهم را انجام دهد. در واقع فرزندان سهم عمیق و عمده ای از فضای قلبی و فکری پدر و مادر را پُر می کنند و نیاز کودک برای هر والدی در اولویت قرار دارد چرا که آن ها مسئولیت بزرگ کردن و برقراری رفاه برای کودکی را برعهده دارند که کمبود محبت یکی از والدینش او را آزرده خاطر کرده است. شرایط این کودکان بسیار حساس و پریشان می باشد و تنها با مهربانی ورزیدن توسط اعضای خانواده تسکین می یابد. در این بین، برخی از افراد با کوته فکری و سطحی نگری به جای این که درصدد رفع ناراحتی ها، آزردگی ها و بغض های پنهان و آشکار این کودکان برآیند، با حسادت های بی جا، تحقیر نمودن کودک بی پناه و یا با تبعیض گذاشتن بین فرزندان همسر، زندگی را برای ایشان، سخت و دشوار می کنند. این دسته از افراد نه تنها همراه و پشتیبان همسرشان نیستند بلکه با رفتارهای ناملایم و کودک آزاری های بی رحمانه، دغدغه ای جدید و بزرگ را برای مرد یا زن زندگی شان به وجود می آورند و رفته رفته خود را از چشم اطرافیان به خصوص همسرشان می اندازند.

احساس طرد شدن با ورود فرد جدید

پدر و مادر با محبت و مهربانی های خود از بدو تولد، دل بستگی عاطفی فرزندان شان را تضمین می نمایند؛ از این رو کودکان، وابستگی شدیدی نسبت به هر یک از آن دو پیدا می کنند چرا که آنان به آغوش گرم و دامان پُرمهر والدین شان عادت کرده و از این طریق به آرامش می رسند. همین آرامش و محبت اجازه نمی دهد تا بچه ها نبود والدین و دل کندن از آن ها را تحمل کنند. عدم حضور هر کدام از والدین برای کودکان غیر قابل باور است و آنان هم چنان به بازگشت والدشان امیدوارند و نمی خواهند که هیچ کس را به جای پدر و مادر واقعی شان بپذیرند. عدم پذیرش همسر جدید والد و گاردگیری کودک نسبت به او، موجب از بین رفتن صبر و تحمل فرد جدید خانواده و در نهایت بد رفتاری او با کودک می شود. دعوایی که یک طرف آن کودکی دور مانده از عزیزش است که فشار روحی و روانی شدیدی را تحمل می کند و طرف دیگر آن، فردی بزرگ سال و فهیم می باشد؛ در چنین دعوایی، از همسر ِ جدید پدر یا مادر انتظار می رود که با بردباری، هم دلی و مهربانی نسبت به یک کودک آسیب دیده، جنگ و تنش را به سمت سلامت و آرامش روانی هدایت نماید. در مقابل این موضوع، با ورود شخص جدید به خانواده و معطوف شدن توجه والد به او، احساس ناامنی، طرد شدن و فراموش شدن، کل وجود کودک را فرا می گیرد به گونه ای که فرزند، منشأ این احساس بد و ناخوشایند را در پدر و مادرش می بیند و به همین دلیل هم حالت انزوا و تدافعی را پیشه می گیرد و نارضایتی خود را با رفتارهای ناهنجار ابراز می دارد.

روان رنجوری ناشی از بد اخلاقی دوره کودکی

کودکان بی گناه و معصوم اند و انجام اعمال خوب و بد را از اطرافیان شان می آموزند. در واقع رفتار انسان ها بازتابی از شیوه ی برخورد دیگران با آن ها در کودکی است. اگر فرزندان مان، در سنین کودکی و نوجوانی مادام با یک ناپدری و یا نامادری درگیر بوده و دوره کودکی پُر تنشی را پشت سرگذاشته باشند، در آینده نمی توانند با دیگر انسان ها ارتباط سالم و مؤثری برقرار کنند به طوری که آنان در آینده به افرادی ضد اجتماع و روان رنجور بدل می گردند که برای انجام کارها از عقل و شعور خود بهره نمی برند. از سوی دیگر وقتی نیاز عاطفی کودک در محیط امن خانه برطرف نشود، فرزند از خانواده فاصله می گیرد و در نتیجه ممکن است برای ارضای نیازهای عاطفی خود، به سمت اشخاص و گروه های ناخلف جامعه روی آورند. بسیاری از این کودکان حس انسان دوستی را نمی آموزند و حتی می خواهند انتقام ِ نا رضایتی و عذاب های دوره کودکی شان را از سایر افراد جامعه بگیرند؛ در واقع بداخلاقی ها و کودک آزاری های اطرافیان در زمان کودکی، بزه کاری در بزرگ سالی را به بار می آورند. بنابراین در کودکی رشد فرآیند ذهنی و بدنی خیلی مهم است و کودکان عشق ورزیدن بر انسان را از پدر و مادرشان یاد می گیرند.

وقتی با محبت کودکی رام می شود !

بعضی ها با تصور یک زندگی دو نفره پا به خانه ای می گذارند که کودکی به علت دورماندن از پدر یا مادرش بی قرار است و غمی آشکار در نگاه معصوم او دیده می شود. این گونه افراد قدرت لبخند، لمس و بیان کلمات مهرانگیز را دست کم می گیرند و با حسادت های بی مورد و به دور از صبر و حوصله، انگ نامادری یا ناپدری ای خشن و بی رحم را به خود می زنند. این دسته از آدم ها نه تنها از دل ربایی های کودکانه ی فرزند همسرشان برای شیرین کردن زندگی مشترک شان استفاده نمی کنند بلکه با رفتارهای نامناسب خود، بی مهری و کینه توزی را به یک کودک می آموزند.

چه قدر دردناک است که گاهی انسانیت و عشق را فراموش می کنیم؛ ما به این دنیا آمده ایم تا ایمان، نیکی، صمیمیت و دوستی را با یک دیگر تقسیم کنیم و چه خوب می باشد که همواره به یاد داشته باشیم کودکان، امروز ناتوانند و فردا این ما هستیم که در دوران پیری و سالمندی ناتوانیم.



منابع این نوشتار محفوظ است.

سه‌شنبه 11 آبان 1395 | 19:33 | ----- | نظرات (2)

درباره وبلاگ
من فرزانه شکاری فـارغ التـحصیل رشـته کشاورزی هستم شـاید تعـجـب کـنیـد و بپرسید که رشته کـشـاورزی چـه ربطـی به مسئله ازدواج دارد در ایـن رابطـه بـایـد بگـویـم کـه مـن همیشـه مشـتاق انجام کـاری سـودمـند برای مردم جامـعه بـوده ام و اینکه درحال حاضر یکی از مشـکلات جامعه ما همـیـن مسـئـله ازدواج اسـت امر بدیهی به نظر می رســد بـه هـمـین لـحاظ بنده بـا تیـب خـاطـر ایــن پـایگـاه را راه اندازی کردم تا با این کار کمک کوچک به جوانان کشور کرده باشم
منو وبلاگ
صفحات
لینک های ویژه
لینک های دوستان
-- لینک های مفید
-- لینک های تبادلی
-- آمار بازدید ها

17909
-- نظرات زیبای دوستان
مادر تنها کسیست که می توان دوستت دارم هایش را باور کرد،حتی اگر نگوید... ------------------------------------------- تو یه کـتاب خـوندم که مـهریه زیاد باعـث میشه کـه شـوهر احـساس کـنه بهـش تحمیل شده و همین کامشو طوری تلخ می کنه که نتونه از تـه دل بـه زن محبت کنه

فال حافظ


Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت

داستان روزانه
.